پیشنهاد کتابخوانی
«چگونه ادبیات بخوانیم»
چگونه ادبیات بخوانیم
تری ایگلتون
ترجمه ی مشیت علایی
مشیت علایی، منتقد و مقاله نویس برجسته و مترجم خوش ذوقی است. تا کنون از او مجموعه آثاری در زمینه ی نقد و تحلیل چون «صداهای پر شور» نقد و تحلیل شعر، نشر اختران، 1385،«شکل های زندگی»، کتاب آمه، زمستان 1388 منتشر شده است. کتاب های «جستارهایی در زیبایی شناسی» مقالاتی در زیبایی شناسی و هرمنوتیک، نشر اختران، 1387، «هنر و اخلاق» به کوشش خوزه لوییس برمودس و سباستین گاردنر، نشر فرهنگستان هنر، 1387، را ترجمه کرده است. آخرین اثری که ترجمه ی او «چگونه ادبیات بخوانیم» از تری ایگلتون است. علایی چون ترجمه های دیگرش، در ترجمه ی این اثر هم دقت و تیزبینی خاصی به کار برده است. ترجمه ی کتاب روان و دقیق است. لحن نویسنده را هنگام خواندن به خوبی می شود احساس کرد. تری ایگلتون اندیشمند و ادبیات شناس شناخته شده ای در ایران است و از او آثاری چون «نظریه ی ادبی» و«معنای زندگی» ترجمه ی عباس مخبر، «مارکسیسم و نقد ادبی» و «مارکس و آزادی»، ترجمه ی اکبر معصوم بیگی، ، و ... به فارسی ترجمه شده و مورد توجه علاقمندان به ادبیات قرار گرفته است. «چگونه ادبیات بخوانیم» کتابی است خوشخوان و روان و پر است از اشاره به آثار نویسندگان و شاعران. خواننده ی علاقمند به ادبیات داستانی و شعر پس از خواندن کتاب حس می کند اثر خوب و پرمحتوایی خوانده که در این روزگار غنیمتی است.
در کتاب می خوانیم: «شاید بهتر باشد بگوییم آثار ادبی ماتریس هایی هستند با قابلیت خلق طیف وسیعی از معانی ممکن، و نه صرفاً متن هایی با معنایی ثابت. متون ادبی، بیش از آن که حامل معنا باشند، خالق معنایند.»ص 177
به علایی برای ترجمه ی این کتاب ارزشمند خسته نباشید می گویم.
پیشنهاد کتابخوانی
«جنگل بزرگ»
جنگل بزرگ(مجموعه داستان)
نویسنده ویلیام فاکنر
ترجمه ی احمد اخوت
نشر افق سال 1394
احمد اخوت نویسنده، مقاله نویس و مترجم است. در داستان نویسی مجموعه داستان تحسین شده ی برادران جمالزاده را نوشته که جایزه ی گلشیری را برده است. در مقاله نویسی و ترجمه هم کارنامه ی پرباری دارد. اخوت ادیب است. ما غالباً کلمه ی ادیب را برای کسانی به کار می بریم که دستی در ادب کهن دارند و دست به تحقیق ادبی در متون گذشته می زنند. اخوت ادیب مدرن است و زمینه ی نوشتن او ادبیات است و به خصوص ادبیات داستانی. بسیار خوانده است و مثل هر اهل هنر مدرنی قدر وقت را می داند و با آن برخورد مدرن دارد و تا حد توان نمی گذارد اوقات فراغت اش به هدر برود. برای همین است که رمان نخوانده نگذاشته است. با همین پشتوانه است که در باب هر موضوعی از ادبیات داستانی به راحتی مقاله ای خواندنی می نویسد.
در مقاله نویسی این آثار را به چاپ رسانده است: دستور زبان داستان نشر فردا(1371)، نشانه شناسی مطایبه، نشر فردا(1371)، پروست و من، نشر افق(1383)، لطیفه ها از کجا می آیند، نشر قصه(1384)، مستعار نویسی و شبه ترجمه، نشر نی (1385)، تا روشنایی بنویس، جهان کتاب (1386)، کتاب من و دیگری، جهان کتاب (1387)، دو بدن شاه، انتشارات خجسته، (1388). ای نامه!، جهان کتاب، (1388).
اخوت در بعضی از آثار تألیفی اش برای آشنایی بیشتر خوانندگان به مطالب ارائه شده، مقالاتی را هم به پیوست ترجمه می کند.
اخوت این آثار را هم ترجمه کرده است: کتاب موجودات خیالی، خورخه لوییس بورخس، نشر آرست (1373)، واژه نگاری چینی،رسانه ی شعر، ارنست فنولوزا، نشر فردا (1378)، اطلس بورخس، انتشارات نقش خورشید، (1379)، قصیده ی کافه ی غم، کارسون مک کولرز، نشر فردا (1380)، صدای سوم، گزیده های نویسندگان نسل سوم آمریکا، نشر ماهی، (1387)، این یازده تا، ویلیام فاکنر، نشر افق(1388)، کتاب فرشتگان، خورخه لوییس بورخس، نشر افق (1390)، داستان ماشین تحریر، پل استر و ...، نشر فردا (1393)، به انتخاب مترجم، داستان های کوتاه از نویسندگان بزرگ (1393) و جنگل بزرگ، نشر افق (1394).
جنگل بزرگ، داستان های کوتاه فاکنر درباره ی طبیعت و شکار است و مثل سایر داستان های این روایتگر بزرگ و تیزبین درخشان و خواندنی اند. در سرآغاز کتاب مترجم آورده است: فاکنر در نامه ی مورخ 27 سپتامبر 1934 به دوستش ملکوم کاولی درباره ی یکی از داستان های مجموعه ی حاضر چنین می نویسد: «امروز داستان طایفه را تمام کردم که راوی اش شباهت هایی به دوران نوجوانی خودم دارد، یعنی جلوه هایی از شخصیتم را به او دادم و داستانش را نوشتم. راستی کی داستان خود من را می نویسد؟»
داستان های مجموعه عبارتند از: بزرگان طایفه، لایِِن، سگ شکاری، شکار خرس، مُرِِقانون و مقاله ی پایانی کتاب، «یوکناپاتافای من» که از مترجم است. در ابتدای مقاله می خوانیم: این حرف های ویلیام فاکنر در مصاحبه با پاریس ریویو است(سال 1965 در شهر نیویورک) در پاسخ به پرسش مصاحبه کننده(جین استن) که از او پرسید چه باعث شد به فکر خلق سرزمین یوکناپاتافا بیفتد؟
«هنگامی که مزد سرباز را نوشتم نویسندگی را یک سرگرمی می دیدم اما از آن پس فهمیدم نه تنها هر کتابی را که می نویسی باید طرحی داشته باشد بلکه کل کار و آنچه را می آفرینی باید بر نقشه و کلیتی استوار کنی. زمانی که مزد سرباز و پشه را می نوشتم نویسندگی برایم در حد تفریحی بود و به همین سبب این دو کتاب را صرفاً برای این نوشتم که چیزی نوشته باشم. با آغاز رمان سارتوریس دریافتم که تمبر پستی کوچک زادگاهم آن قدر ارزش دارد که می طلبد درباره اش رمانی نوشت و در ضمن عمر آن چنان طولانی نیست که فرصت داشته باشی همه چیز را درباره ی این تمبر کوچک بنویسی. اینجا بود که فهمیدم با تبدیل واقعیت به داستان آن را تعالی می بخشم و این آزادی را دارم که هزچه می توانم این کار را به بهترین شکل انجام دهم...»
احمد اخوت مترجمی است دقیق و داستان های گزیده ای را ترجمه می کند. او با ترجمه ی این داستان ها خوانندگان را در لذت خواندنشان با خود شریک می کند. اخوت پیش از ترجمه ی جنگل بزرگ، «اسب های خال دار» و «این یازده تا» را از فاکنر ترجمه کرده است.
اخوت دارای مدرک دکترای زبان شناسی و مدرس دانشگاه است. به امید نشر بیشتر کارهای این نویسنده و مترجم پرتلاش و توانا.
پیشنهاد کتابخوانی
چکامه ی گذشته/ مرثیه ی زوال
چکامه ی گذشته/ مرثیه ی زوال
شاپور بهیان
نشر چشمه، 1394
شاپور بهیان داستان نویس، مترجم و مقاله نویس است. اولین داستان اش، سال ها پیش در مجله ی آدینه چاپ شد و مورد توجه خوانندگان گرفت. اولین مجموعه داستان اش را قرار است نشر پیدایش تا پایان سال 1394 به چاپ برساند.
بهیان مترجم متبحری است و کارنامه خوبی در ترجمه دارد. «پیش درآمدی بر شناخت رمان» از جرمی هاوتورن را در سال 1380 انتشارات نقش خورشید منتشر کرد. «جامعه شناسی پست مدرنیسم» از اسکار لش را انتشارات ققنوس در سال 1383 درآورد که جایزه ترجمه ی دانشجویی را برد. «رمان تاریخی» از گئورگ لوکاچ را نشر اختران در سال 1388 به چاپ رساند. «کافکا به سوی ادبیات اقلیت» از ژیل دلوز و فلیکس گوتاری را نشر ماهی در سال پاییز 1392 منتشر کرد. بهیان علاوه بر این آثار مقالات بسیاری را هم ترجمه کرده است که در فصلنامه زنده رود و نشریات ادبی دیگر منتشر شده است.
بهیان در مقاله نویسی هم ذهن ورزی کرده است. حاصل اش مقالات بسیاری است که تعدادی از آن در کتاب چکامه ی گذشته/ مرثیه ی زوال به چاپ رسیده است و شامل دو بخش نقد ادبی و نظریه پردازی است. بهیان در درآمد کتاب می نویسد: «هدف من از نوشتن این مقالات تفسیر متون ادبی نبوده است. تفسیر بر این فرض مبتنی است که متن اصلی حاوی واقعیتی است که خود متن آن را صریحاً نگفته است و اکنون وظیفه ی مفسر این است که آن گفتار متن را صراحت و روشنی بخشد- به گفته ی فوکو مفسر می خواهد آن گفتار موجز و کم گوی اصلی را، انگار ساکت بوده است به درون گفتاری پرگوی بکشاند. مفسر بر این مبنا عمل می کند که در متن دچیزی خفته و در تاریکی مانده است و حالا باید آن را بیدار کند و به روشنی بیاورد. او وظیفه ی خود می داند آن چه را که پیش تر گفته شده است، «ترجمه» کند.»
بهیان در مقاله ی «مدخلی بر نوع شناسی داستان کوتاه»، در بخش نظریه پردازی می نویسد: «به عبارتی داستان نویسان به دنبال پو، میراث او را عنی تر کردند و آن را برای کشف گوشه های تاریک حیات بشری توسعه بخشیدند. چنین است که ما با نوع دیگری از داستان کوتاه مواجه می شویم که می توانیم مقابل داستان مبتنی بر وحدت تأثیر، آن را با وام گیری عبارتی از هنری جیمز که می گوید در این گونه داستان موقعیتی آشکار می شود، «داستان مبتنی بر موقعیت» بنامیم. این نوع داستان که لزوماً ایستاتر است، امکانات بسیار زیادی برای بسط شخصیت و تحلیل انگیزه ها، برای توجه به فضا، ستینگ یا زمینه و درون مایه فراهم آورد. در واقع داستانی است که نوستن را تبدیل به عمل شناخت می کند؛ یعنی کشف سویه های فکری، اخلاقی و عاطفی آدم ها. در نتیجه بیشتر از آن که منجر به «تأثیر» شود به شهود و اشراق منتهی می شود.» ص 209
بهیان دارای مدرک دکترای جامعه شناسی و مدرس دانشگاه است. به امید نشر آثار بیشتری از این نویسنده، مقاله نویس و مترجم خوش ذوق و کوشا.