زمینی

وبلاگ ادبی فرهاد کشوری

زمینی

وبلاگ ادبی فرهاد کشوری

روایتگر کابوس


روایتگر کابوس

به مناسبت هفتاد و ششمین سال تولد غلامحسین ساعدی

فرهاد کشوری

 


غلامحسین ساعدی در دی ماه سال 1314 در تبریز به دنیا آمد. پس از اخذ مدرک پزشکی از دانشگاه تبریز و گذراندن دوره ی تخصصی روانپزشکی در دانشگاه تهران، در درمانگاهی شبانه روزی در جنوب تهران مشغول به کار شد. بیشتر بیماران اش از اقشار محروم جامعه بودند. با سفر به روستاها و شهر های دور افتاده و فراموش شده، کنکاش و نگاه عمیق به طبقات فرودست و ژرفای جامعه، دیده ها و تجارب اش را از منشور ذهن خلاق و نوآورش می گذراند و با خلق جهانی بدیع، آثار داستانی و نمایشنامه های خاص خودش را خلق می کرد طی عمر کوتاه پنجاه ساله اش آثاری نوشت که او را در زمره ی نویسندگان کلاسیک ما قرار داد.

بعد از چاپ اولین کتاب اش شخصی نقد تندی بر آن می نویسد که بر روح حساس ساعدی اثر می گذارد و دنیا برایش تیره و تار می شود. او دوست داشت نویسنده شود. بدون نوشتن زندگی را بیهوده می دانست و چطور می توانست از زیر بار کابوس هایش رها شود؟ آن شخص با نقد تندش او را از نویسنده شدن ناامید کرده بود. تصمیم می گیرد خود کشی کند. سم می خرد تا شب کار را یکسره کند. عصر در ایوان خانه شان نشسته بود و می خواست دنیایی را که برای همیشه ترک می کرد خوب تماشا کند. پروانه ای روی دست اش می نشیند. به بال های زیبای پروانه خیره می شود و زیبایی پروانه مرگ را پس می راند. بلند می شود می رود سم را می ریزد و به دنبال پروانه تمام گوشه و کناره های حیاط را می گردد و پیدایش نمی کند. از روز بعد به دنبال شکار پروانه می رود و انواع پروانه ها را شکار می کند و کلکسیونی از آن ها درست می کند. بعد از مدتی، شکار پروانه دیگر او را اقناع نمی کند و به بیهوده بودن کارش پی می برد. تنها با نوشتن بود که می توانست به زندگی اش ادامه بدهد و بخشی از کابوس هایش را روایت کند و شاید از دستشان خلاص می شد. هر چند بعدها گفت نتوانستم تمام کابوس هایم را بنویسم.

 هر وقت از زندان بیرون می آمد و می خواست تنها باشد به قبرستان می رفت و سنگ قبرها را تماشا می کرد و گاهی گریه می کرد. با مرگ عزیزان اش سال ها بود که با کابوس مرگ آشنا شده بود. روزی در قبرستان چشم اش به سنگ قبری می افتد. روی سنگ قبر خاک آلود نوشته بود آرامگاه گوهر دختر مراد. همانجا گوهر مراد را برای نام نمایشنامه نویسی اش انتخاب می کند.

رئالیسم ساعدی در بسیاری از آثارش کابوس گونه و وهمی است. در این آثار کنش، زندگی و ذهنیت شخصیت ها فضایی کابوس گونه ایجاد می کند. او در ساختن شخصیت های نامتعادل، بیماران روانی، فراموش شدگان و ایجاد فضای غریب، تقدیرگرا و بیهودگی آدم ها بسیار تواناست. ساعدی با حضور و گشت و گذار در جهان واقعی، وقتی دست به قلم می برد، جهان داستانی خاص خود را می سازد. جهانی که مهر ساعدی را بر  خود دارد و همین باعث ماندگاری او و آثارش می شود.

او در اواخر سال 1360 از طریق مرز پاکستان به فرانسه مهاجرت کرد. مقیم پاریس شد. می گفت پاریس برایش شکل یک کارت پستال است. هیچ گاه احساس تعلقی به آن جا پیدا نکرد. همیشه خودش را غریبه می دید و با رویا و خاطرات خیابان ها و کوچه پس کوچه های تهران و تبریز زندگی می کرد. تا پایان عمرش مسافری غریب بود و در سال1364 بر اثر خون ریزی معده در بیمارستانی در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.

آثار غلامحسین ساعدی: مجموعه داستان: خانه های شهر ری (1334)، شب نشینی با شکوه (1339)، ، دندیل (1345)، واهمه های بی نام و نشان (1346) ، گور و گهواره (1350)، آشفته حالان بیدار بخت (1377)،

داستان های به هم پیوسته: رمان عزاداران بیل (1343)، رمان ترس و لرز (1347)

رمان: توپ (1348)، غریبه در شهر (1369)، تاتار خندان (1373)

نمایشنامه: کاربافک ها در سنگر(1339)، کلاته گل (1340)، چوب به دست های ورزیل(1344)، بهترین بابای دنیا(1344)، آی بی کلاه و آی با کلاه(1346)،  پرواربندان (1348)، وای بر مغلوب(1349)، جانشین(1349)، چشم در برابر چشم(1350)، ماه عسل(1357)، اتللو در سرزمین عجایب(پاریس)، پرده داران آینه افروز(پاریس)، بازگشت(پاریس)، مار در معبد(1372 پاریس)، ضحاک(1377 پاریس)، لال بازی ها(1344)

تک نگاری: ایلخچی، خیاو

مردم شناسی: اهل هوا 

نظرات 2 + ارسال نظر
رحمان چوپانی 1390/10/17 ساعت 13:48

درود جناب کشوری!
معرفی جامعی از ساعدی در همین مختصر ارائه دادید. به خصوص وجه تسمیه ی ؛ گوهر مراد ؛ که خود من هم از علت انتخاب این نام بی اطلاع بودم . اگر چه ساعدی عمر کوتاهی داشت .اما آثار او در دل تاریخ ادبیات داستانی کشور ما ماندگار خواهد ماند.سپاس فراوان

عبداله جهانبخشی 1390/10/17 ساعت 22:29

متن صمیمی ایی بود
سپاس

بعضی از آثار ساعدی را می توان یک نفس و بی آنکه کتاب را کنار بگذاریم پیوسته خواند و لذت برد ، لذت از هنر خلق جهانی که خواننده حس می کند نویسنده پاره ای ازخود را در برابرش به زیبایی رسم می کند .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد