X
تبلیغات
رایتل

        بر بام هراس

        حیاتقلی فرخ منش

به مناسبت بزرگداشت کورش اسدی(تهران)

       

تفتیده می گذرند

زنجیرها به سر

زنجیرها به پا

واژه گانی که سبز نمی شوند

چه بو می کشی

یاری از این راه گذر نکرده است

وآدمی بنده ترس است

شاعران تاجی از خشخاش

قنداق جویده واژه

فاخته ای بر گندم

کبوتری بر بام هراس

شهباز ها دلباخته از ستایش خورشید

سبزه سبز

شال گردن خدا

افتاده بر دهان آب

باد شاخ یخ را می شکند

برف می بارد و

دوشیزگان به نگهبانی شکوفه ها می روند

دستان کور درخت

انگار از مادرانی مرده به دنیا آمدند

زنبق را کفنی تنگ

در آغوش گرفته است

انارهای رسیده

در دهان میخک می ترکند

گور به گور

از سنگ نوشته ها دور می شوم

چشمان سربی

پستان خون

نرگسان خم

عریانی ام را به شانه ی نسیم می سپارم و

می گریزم