X
تبلیغات
رایتل

پیشنهاد کتابخوانی

«جنگل بزرگ»  

جنگل بزرگ(مجموعه داستان)

نویسنده ویلیام فاکنر

ترجمه ی احمد اخوت

نشر افق سال 1394

 

احمد اخوت نویسنده، مقاله نویس و مترجم است. در داستان نویسی مجموعه داستان تحسین شده ی برادران جمالزاده را نوشته که جایزه ی گلشیری را برده است. در مقاله نویسی و ترجمه هم کارنامه ی پرباری دارد. اخوت ادیب است. ما غالباً کلمه ی ادیب را برای کسانی به کار می بریم که دستی در ادب کهن دارند و دست به تحقیق ادبی در متون گذشته می زنند. اخوت ادیب مدرن است و زمینه ی نوشتن او ادبیات است و به خصوص ادبیات داستانی. بسیار خوانده است و مثل هر اهل هنر مدرنی قدر وقت را می داند و با آن برخورد مدرن دارد  و تا حد توان نمی گذارد اوقات فراغت اش به هدر برود. برای همین است که رمان نخوانده نگذاشته است. با همین پشتوانه است که در باب هر موضوعی از ادبیات داستانی به راحتی مقاله ای خواندنی می نویسد.

در مقاله نویسی این آثار را به چاپ رسانده است: دستور زبان داستان نشر فردا(1371)، نشانه شناسی مطایبه، نشر فردا(1371)، پروست و من، نشر افق(1383)، لطیفه ها از کجا می آیند، نشر قصه(1384)، مستعار نویسی و شبه ترجمه، نشر نی (1385)، تا روشنایی بنویس، جهان کتاب (1386)، کتاب من و دیگری، جهان کتاب (1387)، دو بدن شاه، انتشارات خجسته، (1388). ای نامه!، جهان کتاب، (1388).

اخوت در بعضی از آثار تألیفی اش برای آشنایی بیشتر خوانندگان به مطالب ارائه شده، مقالاتی را هم به پیوست ترجمه می کند.

اخوت این آثار را هم ترجمه کرده است: کتاب موجودات خیالی، خورخه لوییس بورخس، نشر آرست (1373)، واژه نگاری چینی،رسانه ی شعر، ارنست فنولوزا، نشر فردا (1378)، اطلس بورخس، انتشارات نقش خورشید، (1379)، قصیده ی کافه ی غم، کارسون مک کولرز، نشر فردا (1380)، صدای سوم، گزیده های نویسندگان نسل سوم آمریکا، نشر ماهی، (1387)،  این یازده تا، ویلیام فاکنر، نشر افق(1388)، کتاب فرشتگان، خورخه لوییس بورخس، نشر افق (1390)، داستان ماشین تحریر، پل استر و ...، نشر فردا (1393)، به انتخاب مترجم، داستان های کوتاه از نویسندگان بزرگ (1393) و جنگل بزرگ، نشر افق (1394).

جنگل بزرگ، داستان های کوتاه فاکنر درباره ی طبیعت و شکار است و مثل سایر داستان های این روایتگر بزرگ و تیزبین درخشان و خواندنی اند. در سرآغاز کتاب مترجم آورده است: فاکنر در نامه ی مورخ 27 سپتامبر 1934 به دوستش ملکوم کاولی درباره ی یکی از داستان های مجموعه ی حاضر چنین می نویسد: «امروز داستان طایفه را تمام کردم که راوی اش شباهت هایی به دوران نوجوانی خودم دارد، یعنی جلوه هایی از شخصیتم را به او دادم و داستانش را نوشتم. راستی کی داستان خود من را می نویسد؟»

داستان های مجموعه عبارتند از: بزرگان طایفه، لایِِن، سگ شکاری، شکار خرس، مُرِِقانون و مقاله ی پایانی کتاب، «یوکناپاتافای من» که از مترجم است. در ابتدای مقاله می خوانیم: این حرف های ویلیام فاکنر در مصاحبه با پاریس ریویو است(سال 1965 در شهر نیویورک) در پاسخ به پرسش مصاحبه کننده(جین استن) که از او پرسید چه باعث شد به فکر خلق سرزمین یوکناپاتافا بیفتد؟

«هنگامی که مزد سرباز را نوشتم نویسندگی را یک سرگرمی می دیدم اما از آن پس فهمیدم نه تنها هر کتابی را که می نویسی باید طرحی داشته باشد بلکه کل کار و آنچه را می آفرینی باید بر نقشه و کلیتی استوار کنی. زمانی که مزد سرباز و پشه را می نوشتم نویسندگی برایم در حد تفریحی بود و به همین سبب این دو کتاب را صرفاً برای این نوشتم که چیزی نوشته باشم. با آغاز رمان سارتوریس دریافتم که تمبر پستی کوچک زادگاهم آن قدر ارزش دارد که می طلبد درباره اش رمانی نوشت و در ضمن عمر آن چنان طولانی نیست که فرصت داشته باشی همه چیز را درباره ی این تمبر کوچک بنویسی. اینجا بود که فهمیدم با تبدیل واقعیت به داستان آن را تعالی می بخشم و این آزادی را دارم که هزچه می توانم این کار را به بهترین شکل انجام دهم...»

احمد اخوت مترجمی است دقیق و داستان های گزیده ای را ترجمه می کند. او با ترجمه ی این داستان ها خوانندگان را در لذت خواندنشان با خود شریک می کند. اخوت پیش از ترجمه ی جنگل بزرگ، «اسب های خال دار» و «این یازده تا» را از فاکنر ترجمه کرده است.

اخوت دارای مدرک دکترای زبان شناسی و مدرس دانشگاه است. به امید نشر بیشتر کارهای این نویسنده و مترجم پرتلاش و توانا.